تمناي باران
سعی نکن انجام بدی، انجام بده...
تاريخ : سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن کشاورزرضا
خداوندا بسان ازادی که درمن قرار دادی برای همه به جای تمامی شب های سرد و بی روح گرمترین چیز را می خواهم .عشق را و می خواهم باوری بدست اورند که که کوهی  را برای معشوق جا به جا کنند.و مهربانی که دوست بدارند و دوست داشته باشند.ایمانی که اگر تمامی سختی های عالم بر ان ها نازل شود فریاد زنند شکرت  خدا.دلم می خواهد لذت های نا محدود و وصف ناپذیر بچشند.بدانند که ازاد به دنیا امده  اند و از دنیا می روند .اگر قرار است یک بار زندگی کنند.ازادانه زندگی کنند. با معنای امید  زندگی کنند و بدانند که انها سزاوار همه ی خوبی هایی هستند که زندگی به ان ها عطا می کند..بدانند زمان به همان زودی که به اینجا رسید به اخر میرسد و زندگی پر از شادی ها و لذت ها و دغدغه هایی گذرا بهتر است یا زندگی پر از معنای هستی و وجود مقدس خدا که شادی و  موفقیت را در واژه نمیبیند بلکه معنایی میداند بی کران.که از ان  روحی پر احساسو ازاد می سازد.بدانندشکوه کردن به رنج بهتر هست یا درک معنای رنج و فهم اینکه چرا رنج در زندگی زیادتر است(اما با تمام وجودشان بدانند قدرت اراده انسان می تواند مرزها را در نوردد و برای رسیدن به زندگی سرشار از معرفت و زیبایی تنها با یه اراده می توانند کوه ها را جابه جا کنند.پس به جای شکوه بخواهند که ان را تغییر دهند..).و گاهی به جای تلخی می توانند یک سیب گاز بزنند.بدانند همه ی زمین  سرایشان هست و همه ی ادم ها برادران و خواهرانشان(به همه عشق بورزند چون عاشقانه بدنیا امده اند. چون ذات پروردگارشان عشق است.) .ارزو می کنم که قدر ثانیه هایی که نفس می کشند و می توانند به اوایی زیبا گوش فرا دهند بدانند و مهم نیست از کجا امده اند و به کجا می روند مهم اینست که می توانند ثانیه هایی را به دیدن زیبایی ها. دوست داشتنی ها و .یک گل که دارای تمام احساسات و عواطف بشر  هست سپری کنند  و لذت ببرند یادتان باشد. خدا هست.  باورش کنید . احساسش کنید. انوقت می بینید که انسان نیازی به هیچ چیز ندارد زیرا بی نهایت (خدا) با اوست.

 پس همین حالا به خاطر داده ها و نداده ها شکرش گویید. به ندای هستی گوش  سپارید. به نغمه خداوند دل بسپارید و امید را در تپش زندگی یگ گل باور کنید و دانه ی  ان را در درون بارور کنید.و با تمام وجودم می خواهم که هماره بتوانید سراسر تقدس را هر دم زیست کنید 

موفقیت آنلاین


تاريخ : دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن کشاورزرضا
ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگ٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دوسكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره راانتخاب مي‌كرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار..اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.  


 در ادامه شرح حكايت
 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)

(دیدگاه سیستمی اجتماعی) 

(دیدگاه حکومت ماکیاولی)



ادامه مطلب...
تاريخ : دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن کشاورزرضا



تاريخ : دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ | نویسنده : رشید باقری
سلام به همه دوستان

اینجا می تونید توضیحات دکتر صدری در مورد پروژه ها وتکالیف درسی شیوه ارائه مطالب رو دانلود کنید




تاريخ : دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن کشاورزرضا

کتاب راهنمای آموزسی برای ریاضیات مهندسی پیشرفته  (به زبان انگلیسی)

Instructor’s manual for Advanced Engineering Mathematics(Ninth edition)

((Erwin kreyszig (Professor of mathematics) (Ohio state university) (Columbus, ohio))


کتاب حساب دیفرانسیل و انتگرال 1 . نوشته دکتر تولایی و دکتر محمدزاده 

Differential& Integral (Booklet_Dr.Tulaee,Dr.Mohammad-zade_Farsi)_Stob.blogfa.com


Engineering Mathematics(Booklet.Adeli).tbi-net_Stob.blogfa.com


Engineering Mathematics(Booklet.Esmaili)_Stob.Blogfa.Com


Engineering Mathematics(Booklet.Solution_Manual.Shidfar)_Stob.blogfa.com


Engineering Mathematics(Sample.Qs.1).pnu_Stob.blogfa.com


Engineering Mathematics(Sample.Qs.with.Ans).ir-micro_Stob.blogfa.com



تاريخ : دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ | نویسنده : زهره زمانی
تاريخ : دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن کشاورزرضا

انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند و بررسی های اخیر نشان داده است یکی از شروط بقای انسان ، عشق و محبت است. برای درک بهتر این مطلب توجه داشته باشید که وقتی عشق را از شما دریغ می کنند چه حال و روزی پیدا می کنید.

احتمالا گرفتار احساس رنجش ، تالم و ناامیدی می شوید و رفتاری انفعالی و پرخاشگرانه را به نمایش می گذارید. اینها همگی نشانه اهمیت این نیاز اولیه انسان ها هستند.
مغز، مرکز احساسات است و اگر مغز در زمینه عشق از خشنودی و رضایت برخوردار باشد، دیگر جنبه های مدیریت برخود، به طرزی منظم در جایگاه خود قرار می گیرند.
ثابت شده است که مغز برای بقای خود به 4 غذای مهم احتیاج دارد:

1-اکسیژن ، 2-غذاهای بیولوژیکی ، 3-اطلاعات و 4-عشق
تصور همه این است که مغز فقط به غذا و اکسیژن نیاز دارد و بیشتر به اطلاعات و عشق توجهی نمی شود، ولی بدون این مواد ضروری ، فعالیت مغز کاهش می یابد و مرگ آن فرا می رسد.
مثلا وقتی کسی را که دوست دارید، شما را متقاعد می کند که نه تنها شما را دوست ندارد، بلکه نسبت به وجود شما و ادامه زندگی تان بی تفاوت است چقدر آشفته می شوید و چه حالی پیدا می کنید پس نتیجه می گیریم مغز انسان به عشق نیاز ضروری دارد.
طبق گفته محققان که می گویند«هرچه می خواهید بخورید، اما روزی چند دقیقه مورد مهر و عشق واقع شوید.» کودکانی که مورد محبت و مهر مادری قرار می گیرند، بیشتر از کودکانی که از این موهبت محرومند، رشد بیشتری می کنند به طوری که با بررسی چند کودک در مهد کودک ها و چند کودک کنار مادر و در خانه ، متوجه این موضوع شده اند.

با رشد و پرورش عشق و محبت میان همسران هم می توان از فروپاشی روابط زناشویی جلوگیری کرد. محبت در حیوانات و گیاهان هم ضروری است.اگر با گیاهان روزی چند دقیقه صحبت کنیم و برای آنها موسیقی بگذاریم ، شاداب تر رشد می کنند.

منبع: بلاگفا.(Baranekalemat)



تاريخ : دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن کشاورزرضا

از قــــدرت و زیبایی جوانیت لذت ببر و یادت باشه قدر قدرت و  زیبایی  جوانیت رو نمی فهمی تا وقتی رنگ ببازه ! اما باور کن ۲۰ سال دیگه وقتی به عکسات نگاه کنی متوجه میشی چه امکاناتی در برابرت قرار داشته و چقدر ظاهر دل انگیزی داشتی ! اینو الان متوجه نیستی ! تو انقدر که فکر می کنی چاق نیستی !!دل نگران آینده نباش ، نگران نگرانیه اونایی باش که به فکر مشکلاتی هستند که حل کردنش برای تو مثل  آب خوردنه !مشکلات واقعی زندگیت چیزایی هستند که هرگز به خاطر نگرانت خطور نمیکنه ! مثل مشکلاتی که در یه ساعت معمولی در یه روز معمولی هفته تو رو به خودت میپیچونه !هر روز حداقل دست به کاری بزن که ازش میترسی .... آواز بخون .... با احساسات دل مردم با بی احتیاطی برخورد نکن ! و با کسانی که با تو اینطور برخورد می کنن کنار نیا ! راحت باش ...وقتت رو با حسادت تلف نکن ! گاهی انسان پیشه و گاهی عقب تر از دیگرانه ، این یک قاعده ست و در انتهای راه به خودت ایمان داشته باش  . تعریف هایی که ازت میشه به خاطر بسپار و اهانت ها رو فراموش کن و اگه در این مورد موفق شدی  به منم یاد بده ! محبت و دلدادگی ها رو حفظ کن و عملکرد حساب بانکیت رو بریز دور  !!!!  سعی کن اگه نمی دونی با زندگیت چی کار کنی احساس گناه به خودت راه نده ، خیلی ها رو میشناختم که در ۲۲ سالگی هنوز نمی دونستند و خیلی ها رو میشناسم که ۴۰ سال دارن و هنوز نمی دونن  ! ولی تلاش کن ، زیاد مشورت کن ! با زیر دستات مهربان باش روزی دلت براشون تنگ میشه ... شاید ازدواج کنی شایدم نکنی ، شاید بچه دار شی شایدم نشی ... شاید در ۷۵ مین سالگرد ازدواجت بلند شی و برقصی !  به هر حال هر کاری می کنی زیاد به  خودت غرقه نشو ! زیادی هم خودت رو سرزنش نکن. انتخابای تو  در زندگیت مثل دیگران فقط  رو شانس و فرصته    ...از بدنت لذت ببر و هر طور میتونی ازش بهره بگیر ! از نظر دیگران درباره بدنت نترس ، جسم تو با ارزش ترین ابزاریه که در اختیار توست . به هر حال از خوندن مجلات زیبایی پرهیز کن چون باعث میشه حس کنی زشتی ... پدر و مادرت رو بشناس ، هرگز نمی دونی اونارو کی از دست میدی ... با خواهر و برادرات مهربان باش،اونا بهترین رابط تو با گذشته هستن و به احتمال فراوان در آینده نیز همراه تو خواهند بود .اینو درک کن که دوستات میان و میرن ولی معدودی رو که ارزش دارن نگه دار .... سعی فواصل جغرافیایی و تفاوت دید و نگاه ها رو کم کنی چون هر چه از سنت بگذره بیشتر به کسانی که در جوانی میشناختی نیاز پیدا می کنی ... میتونی تو نیویورک زندگی کنی ولی قبل از اینکه بهت فشار بیاد اونجا رو ترک کن میتونی در زیبا ترین شهر ها زندگی کنی اما قبل از اینکه زیاد بهت خوش بگذره اونجا رو هم ترک کن ... سفر کن .... زیاد با موهات ور نرو ! و گرنه در ۴۰ سالگی ۸۵ ساله به نظر میای ! دقت کن به کی نصیحت می کنی اما همیشه در برابر نصیحت صبور باش ! پند به دیگران مانع از نابودی زندگی میشه  اون رو جلا میده ، زشتی ها شو از بین میبره و باعث میشه بیش از ارزش واقعیش  از اون لذت ببری و به هر حال در تند  باد حوادث مواظب خودت باش ...

موفقیت آنلاین



تاريخ : شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن کشاورزرضا
روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید

که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است.

شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد…

شاگرد لب به سخن گشود و از بیوفایی یار صحبت کرد

و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده

و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است !

شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خودحفظ کرده بود

و بارفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند

باید برای همیشه باعشقش خداحافظی کند.

شیوانا با تبسم گفت :

اما عشق تو به دخترک چه ربطی به دخترک دارد!؟

شاگرد با حیرت گفت:

ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!؟

شیوانا با لبخند گفت:

چه کسی چنین گفته است؟!  تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی

و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است.

این ربطی به دخترک ندارد. هرکس دیگر هم جای دختر بود

تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی.

بگذار دخترک برود! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست.

مهم این است که شعله این عشق را در دلت خاموش نکنی .

معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد!

دخترک اگررفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد.

چه بهتر!

بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان

فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند! به همین سادگی!



تاريخ : شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن کشاورزرضا
امشب توی فیس بوک بودم که دیدم یکی از دوستان خارجی آنلاین شد. لازمه بگم که این دوستمان بسیار آدم منظم و دقیقی است، آنطور که برای هر دقیقه زندگیش برنامه داره و مثلا اگه الان ازش بپرسی دوشنبه هفته دیگه ساعت 6 چیکار داری می کنی بهت میگه.
وقتی دیدم توی Facebook آنلاین شد، من هم سریع پنجره چت رو باز کردم تا کمی باهاش صحبت کنم. تنها چیزی که نوشتم یک سلام بود و بعدش هم نوشتم How do you do ولی هر چقدر منتظر شدم هیچ جوابی ازش نیومد و او هم آفلاین شد.
در کمال تعجب چند دقیقه بعد دیدم یک ایمیلی از طرفش اومده حاوی یک فایل pdf چندین صفحه ای که توضیحاتی در مورد یک جشنواره در ایالت مینیسوتا هست و در بین مطالب جاهای خالی درج تصویر قرار داشت. خلاصه من چند دقیقه ای مونده بودم که این آدم برای چی همچین فایلی که هیچ ربطی به من نداره بدون مقدمه همینطوری برای من فرستاده! طاقت نیاوردم و یک ایمیل بهش زدم و علت رو پرسیدم. چند دقیقه بعد جوابش اومد، در جواب گفته بود که از من پرسیدی که چطورم و چیکار دارم می کنم و من هم در پاسخ بهت گفتم که در حال ویرایش عکسهای خبرنامه مان هستم. جالب است که ایشان به عنوان یک فعالیت جانبی مدیریت مؤسسه ای با حدود 350 عضو را بر عهده داره که فعالیت های مختلفی را هم انجام می دهند.
بعد از این اتفاق کلی به او غبطه خوردم و به این فکر کردم که هر دوی ما انسانیم ولی او چگونه از وقتش استفاده می کند و من چگونه! یک نفر برای تمام دقایقش برنامه دارد و می داند که دارد چکار می کند و من هر روز ساعتهای متمادی را بدون هیچ هدف خاصی به هدر می دهم. او چون می دانست چت کردن معمولا با اتلاف وقت همراه است و از طرفی معلوم نیست چقدر طول می کشد و در حال کار بود، جواب How do you do من را از طریق ایمیل داد در حالی که برای من خیلی پیش آمده است که به دلیل اینکه هیچ مدیریتی روی فعالیت هایم ندارم ساعتها سرگرم گشتن اینترنت و چت کردن با دیگران شده ام و از بسیاری کارهای ضروری دیگر باز مانده ام.

این اتفاق تلنگری شد برای من تا قدر لحظه های بدون بازگشتم را بهتر بدانم و همیشه متوجه باشم که از وقتم چگونه دارم استفاده می کنم. هیچ وقت دیر نیست، از همین الان تصمیم بگیریم از وقتمان درست استفاده کنیم.

منبع: موفقیت آنلاین