حـ♥ـرّ ، سـرش را پـاییـن انـداخت ...
گـفـت : اگـر کسے غیـر از تـو ایـن حـرف را مےزد جوابـ ش را مےدادم
اما تـو پـسـر فـ♥ـاطمہ اے ...
* دیـگـر محبـت حـرّ
افـتـاده بـود تـوے دل ِ امـام ...
مَن أحَبَّ أَن یَعلَمَ أقبَلت صَلاتُه أَم لَم تَقَبَّل فَلیُنظُر هَل مَنَعتَه صَلاتُه عَنِ الفَحشاءِ و المُنکَر فَبِقدرِ ما منَعتَه قُبِلَت مِنه
هرکس دوست دارد بداند نماز ش قبول شده یا نه، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه باز داشته به همان اندازه نمازش قبول شده است.
امام صادق علیه السلام - بحار الانوار، ج82 ص 198
ریز نویس:
یه وقتایی هست که آدم فکر می کنه دیگه کافیه ! نشستن و شکایت و ناامیدی از خود و دیگران و روزگار و همه کافیه ! یه وقتایی هست که آدم فکر می کنه با همه ی دوری و درموندگیش بالاخره وقتشه دست بذاره روی زانو هاش و با احتیاط بلند شه ، بالاخره باید از یه جایی شروع کنه به وصله پینه کردن ِ زندگی و روزها و عاداتش ، چه بهتر که از همون اول بتونی نشون بدی مرد ِ میدونی و دست بذاری روی عمیق ترین شکاف بین خودت و خدات ...
دستی پر از گناه
چشمی پر از امید...
بمانم یا برگردم؟!

پانوشت:
هر روز از کنار مطبی رد می شوم که روی تابلویش می خوانم:«دکتر سرویس بهداشتی»!
البته اسم درست، «سیروس دهدشتی» است و خطای دید من، باعث ایجاد این اشتباه می شود.
***
شاید قضاوت ما درباره موضوعات و آدم ها نیز به همین اندازه اشتباه باشد. اول چشم هایمان را معاینه کنیم.

اگر دوست مسجدیتان را دیدید از شراب فروشی"زهر ماری فروشی" بیرون آمد و دستش قوطی شراب بود
حق ندارید گمان کنید که شرب خمر می کند!
حتی اگر اورا به شراب خوردن دیدیدی حق ندارید فردا اورا به چشم شراب خور نگاه کنید
چرا که شاید توبه کرده باشد.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خوب که فکر میکنم می بینم خدا با مهربانی تمام و با بهترین وسیله هایش هر آنچه را باید به من آموخته
و هنوز اندر خم یک کوچه تا دختری بد حجاب را تا پسری فشن را تا هرچه "ف" هست را می بینم
فورا می روم پای بساط ناصواب قهوه خانه های فرحزاد می نشینم
حال آنکه شاید این "ف" ابتدای فدائیان اسلام باشد
شاید هم ابتدای خیابان "فرصت"ی باشد که خدا به او خواهد داد و به من ...
خیلی خوف دارم از گناهانی که گمان صوابم به آن هیچگاه مرا به توبه وادار نمی کند
منبع: مهدی جان
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و
تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،
======================
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین
مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش
کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا
در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا
موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،
آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
.. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،
خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
که ترا حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش
نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان
به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است
که به صلیب جهالت کشیدیم.
خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی نموده :
دوست خود را در میان مردم :
رضایت خود را در طاعت ها :
غضب اش را در گناهان :
استجابت خود را در دعاها :

برچسبها: دوست, رضایت, غضب, استجابت

ادامه مطلب...

منتظریم?! همه جارا پر هیاهو کرده ایم ( برای سال نو )
منتظریم ولی بی هیاهو نشسته ایم
منبع: www.duelfa.com

